تبلیغات
یک پسر خاص - نصیحت اوس اصغر به دخترش
یک پسر خاص
با لبخند وارد شوید

 

نصیحت اوس اصغر به دخترش


نصیحت اوس اصغر به دخترش

اوس اصغر به دخترش شبنم، گفت، بنشین که صحبتی دارم

شاکی ام ، دلخورم ، پکر شده ام

چون که امروز با خبر شده ام

که تو در کوچه ای همین اطراف


با جوانی جُلنبر و الاف


سخت سرگرم گفت و گو بودی

چه شنیدی از او ؟ چه فرمودی؟

رفته بالا فشارم ای گاگول

سکته کرده ام مطابق معمول

ای پدر سوخته ، بدم الان

پدرت را درآورد مامان


میروی "داف" میشوی حالا؟

فکر کردی که من هویجم ، ها؟

بزنم توی پوز تو همچین

که بیاید فکت به کُل پایین؟

دخترم جامعه خطرناک است

بچه ای تو ، مخت هنوز آک است

آن پدر سوخته چه می نالید؟

بر سرت داشت شیره می مالید؟

بست لابد برای تو خالی

وای از این عشقهای پوشالی

شبنم آنگاه بعد از این صحبت

گفت بابا خیالتان راحت

من فقط فحش بار او کردم

ناسزاها نثار او کردم

پیش اهل محل به او گفتم

به تو هم می شود که گفت آدم؟

بچه در راهه ، پس کجاهایی؟

خواستگاری چرا نمی آیی؟

تا که اوس اصغر این سخن بشنید

کُل فکش به سمت چپ پیچید

کله اش روی شانه اش ول شد

سکته اش مثل این که کامل شد



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مرداد 1390 توسط شهرام | نظرات ()
درباره وبلاگ
درود بر شماکه وبلاگ منو برای تفریح انتخاب کردید
هر جایی که هستید همیشه شاد و خندون باشید
دوستان با لینک بازی موافقم
در این وبلاگ قصد توهین به هیچ دین ، قشر ، گویش و... ندارم
کلیه مطالب وبلاگ در همه ، از همه چیز حرف می زنیم از جوک و اس ام اس گرفته مطالب علمی و ...
همیشه خندون باشید
لبخندفراموشتون نشه

» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
» ....
» ...
» SMS
» ....
» ...
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ